اینترنت بر نحوه مطالعه و مغز انسان چه تاثیری دارد؟

download1254

من اعتراف می کنم

این متن در ارتباط با موضوع تولید محتوا نیست. بلکه شاید حتی ۱۸۰ درجه با آن در تضاد باشد. از ابتدا که موضوع را شنیدم دغدغه شخصیم شد و بعد از مطالعه و آشنایی بیشتر با موضوع، به این نتیجه رسیدم که لااقل برخی از این حقایق درباره خودم صدق می کند. بله من کمی تا حدودی احمق شده ام و باید مراقب خودم باشم. این حس را قبل تر و بعد از مطالعه کتاب بی شعوری هم داشتم و المانهایی از بی شعوری را در رفتار خودم پیدا کردم. اگر شما قصد دارید به من لبخند تمسخرآمیز یا ترحم آمیز بزنید مختارید. اما فکر می کنم آدم هایی مثل من که سر و کارشان با وب خیلی زیاد است باید به این مسائل بیشتر توجه کنند. من همیشه یکی از نقاط قوت خودم را تمرکز در هنگام مطالعه می دانستم. این اواخر احساس می کردم تمرکزم کمی کم شده است. سعی می کردم آن را به حساب بالا رفتن سن بگذارم. اما با مرور این مطالب متوجه شدم مشکل دقیقا عادت به وب­ گردی و مطالعه در اینترنت این تاثیر را روی ذهن من گذاشته است.

اگر شما هم مثل من جزء کسانی باشید که وقت زیادی از روز برخط هستید و ساعت ها را صرف مرور صفحات وب و شبکه های اجتماعی مجازی می کنید، احتمالاً متوجه همین واقعیت شده اید که تمرکز در مطالعه برایتان به یک چالش تبدیل شده است؛ به راحتی توجه خود را از دست می دهید و قبل از اتمام سه تا چهار صفحه بی قرار می شوید. شاید حتی از کاهش قدرت حافظه هم رنج ببرید.

 

 

کم عمقها

اولین آشنایی من با این موضوع به کتاب «کم عمقها» نوشته نیکلاس کار برمی گردد. ولی افراد دیگری هم به این موضوع پردخته اند. نیکلاس بحث خود را همین پرسش شروع می کند که «آیا اینترنت ما را احمق می کند؟» این پرسش کنایه آمیز و تمسخر آلود تلنگری است بر یک چالش مهم «زمانی که در اینترنت صرف کرده و از وبگردی و جذابیتهای آن لذت می‌بریم، در واقع مشغول فدا کردن توانایی‌های خود برای خواندن و تفکر عمیق می باشیم.»  او در این کتاب تلاش می کند تا تاثیرات شناختی اینترنت را بر ذهن انسان بکاود و پیامدهای فکری و فرهنگی آن را برایمان روشن‌تر کند. او معتقد است (و من هم با او هم عقیده ام) که اصول اینترنت همان اصول صاحبان صنایع است: سرعت و کارایی، بهره وری در تولید و مصرف. ما روز به روز مهارتمان در نگاه اجمالی به مطالب و مرور سریع اطلاعات بیشتر می‌شود اما آنچه از دست می‌دهیم توانایی‌مان برای تمرکز، تفکر و تامل است.

در جهان امروز که فناوری اطلاعات با سرعتی خیره کننده به پیش می‌تازد و در میانه  مسابقه  شتابان همگامی با فناوری‌های روز، این کتاب دعوتی است به توقفی کوتاه و تامل در مسیری که تا کنون طی کرده‌ایم و راهی که پیش رو داریم.

8795

فلسفه ذهن

جالب است بدانید این موضوع مباحث فلسفی نیز به دنبال خود داشته است. برخی دانشمندان، اساساً با اینترنت به این دلیل که دانایی را به یک پدیده دم دستی تبدیل کرده است مشکل دارند. اما در یک سطح پایینتر، منتقدان روند کنونی این واقعیت را مورد اشاره قرار می دهند که در بخش اعظم تاریخ، مغز بشر غیر خطی بوده است. چرا که در عصر شکار و کشاورزی، عدم تمرکز برای بقای بشر ضروری بوده است. اما با اختراع دستگاه چاپ، خطی شدن ذهن به یک پدیده جدید تبدیل شد. البته پرورش چنین انضباط ذهنی، کار آسانی نبوده است.  زیرا در این فعالیت قسمتهای مختلف مغز درگیر می شوند. اما به هر حال کتاب به عنوان یک رسانه، به مرور شیوه تفکر انسان را عمق بخشید و این ذهن آرام، خطی، متمرکز، ژرف اندیش و ناپریشان، پایه­ گذار عصر رنسانس و انقلاب صنعتی بود. حال اینترنت، به عنوان محصول همین ذهن آرام و ناپریشان، با ترکیب و نمایش انواع مختلف اطلاعات تمرکز را به بیشتر به هم ریخته و ذهن ما را به تدریج به سمت پریشانی و نا آرامی پیش می برد و ذهن خلاق دوران رنسانس که همان ذهن مخترع انقلاب صنعتی و ذهن برانداز دوران نوگرایی است در آینده ای نه چندان دور، جای خود را به ذهن غیر خطی و پردازشگر سطحی می دهد.

اینترنت و عصب شناسی

بر خط بودن مغز را در چند وظیفگی، حل سریع مسائل ساده و تشخیص الگو در انبوهی از داده ها، چالاک تر می کند. اما توانایی ژرف اندیشی، به یاد سپاری و خلاقیت مان را مختل می کند. پژوهشهای علم عصب‌شناسی نشان می‌دهند که مغز در واکنش به تجربه‌ها تغییر می‌کند. یعنی فناوری‌هایی که برای جستجو، ذخیره و به اشتراک گذاری اطلاعات مورد استفاده قرار می گیرند مسیرهای عصبی مغز را تغییر می‌دهند. به همین دلیل است که در مغز افرادی که عادت به مطالعه دارند ناحیه هایی اختصاصی برای رمزگشایی سریع متن ایجاد می شود. برای مثال وظیفه بخشی از سلولهای قشر بینایی آن است که در زمانی بسیار کوتاه، تصویر بصری حروف و الگوی حروف و کلمات را شناسایی کنند و دقیقا به همین دلیل است که خیلی از اوقات متوجه کلمات اشتباه در متن نمی شویم. عادت به مطالعه بیشتر، قدرت رمزگشایی متن را در مغز افزایش داده و آن را به یک فعالیت خودکار تبدیل می کند. در نتیجه مطالعات عمیق و ژرف آسان می شود. حال آن که با حضور در اینترنت، وارد محیطی شده ایم که تشویق به مطالعه سرسری، تفکر عجولانه و بی حواس و یادگیری سطحی می کند. اینترنت فقط برای این توجهمان را جلب می کند که حواسمان را پرت کند و در نهایت مغز را به یک واحد پردازش علائم تبدیل کند که تنها اطلاعات را را در خود گرد آورده و بعد هم بیرون می فرستد. زمانی را که تاکنون وقف تعمق و تأمل آرام می شد حال به به پریدن از پیوندی به پیوند دیگر اختصاص می یابد. مغز هم نورون ها و سیناپس های خود را بر اساس این الگو بازیافت می کند. در نتیجه مغز، بطور گسترده ای قالب گیری مجدد می شود.

تصاویر MRI نشان داده اند که در حین کتابخوانی فعالیت مغز در ناحیه هایی بیشتر است که به زبان، حافظه و پردازش تصویر مربوط هستند. در حالی که اینترنت گردی بیشتر نواحی پیش پیشانی مرتبط با تصمیم گیری و حل مسأله را فعال می کند. ثابت شده است این تغییر جهت توجه، مغز را از درک مطلب و یادسپاری باز می دارد.

البته توانایی سطحی خوانی نیز واجد درجاتی از ارزش می باشد. مشکل آن است که سطحی خوانی در حال تبدیل شدن به شیوه مسلط مطالعه است.  توضیح واقعیتی که اینترنت بر سر ذهن آدمی می آورد چندان پیچیده نیست. واقعیت آن است که علاوه بر حافظه بلندمدت و کوتاه مدت، مغز از حافظه سومی به نام حافظه کارگر نیز برخوردار است. این حافظه مسئولیت انتقال اطلاعات به حافظه بلندمدت را بر عهده دارد. اما ظرفیت آن محدود است و حداکثر قدرت ذخیره سازی دو تا چهار عنصر اطلاعاتی را دارا می باشد. در هنگام مطالعه کتاب، فقط از یک کانال، اطلاعات به این حافظه منتقل شده و مشکلی ایجاد نمی کند. اما در هنگام مطالعات اینترنتی، اطلاعات از لینکها و صفحات مختلف به صورت موازی در حال سرریز شدن به حافظه کوتاه مدت و از آنجا به حافظه کارگر هستند تا به تدریج در حافظه بلندمدت ذخیره شوند. با توجه به ساختار حافظه کارگر، وقتی این حافظه به مقدار آستانه خود برسد این اطلاعات اضافی بدون پردازش، باقی مانده و مغز قدرت تشخیص سیگنالهای مفید از پارازیتها را از دست می دهد. این اضافه بار اطلاعاتی به حواس پرتی منجر خواهد شد.

images

چند مطالعه موردی

در سال ۲۰۰۶،  یک طراح صفحات وب، دست به آزمایشی برای ردگیری چشم وب گردان زد. نیلسن دریافت که تقریباً هیچ یک از شرکت کنندگان، متن آنلاین را بصورت سنتی و خط به خط (مثل مطالعه صفحه ای از کتاب) نمیخوانند. او یک الگوی F شکل در حرکت چشمان در زمان مطالعه اینترنت  شناسایی کرد. بدین صورت که افراد آزمایش شونده در زمان مرور وب، در آغاز سرتا ته دو سه خط اول را از نظر می گذرانند، بعد چشمشان کمی پایین می آمد و چند خط دیگر را تقریبا تا نصف میخوانند. سپس میگذاشتند چشمشان به سرعت به سمت چپ پائین صفحه بلغزد. نیلسن در پاسخ به سوال آزمایش «کاربران وب چطور مطالعه می کنند؟» پاسخ داد «مطالعه نمی کنند.»

در بخشی از یک مطالعه پنج ساله، یک تیم تحقیقاتی به بررسی سوابق روی کامپیوترها پرداختند که رفتار بازدیدکنندگان از دو وب سایت تحقیقاتی محبوب را مستند می کرد. هر دو سایت دسترسی به مقالات نشریات و کتاب های الکترونیکی را برای کابران فراهم می کردند. محققان دریافتند که کاربران این وب سایت ها مشخصا رفتاری به صورت یک فعالیت سطحی خوانی از خود نشان می دهند؛ به طوری که از یک منبع به دیگری می جهند و به ندرت به منبعی که قبلا دیده بودند، برمی گردند. اغلب، یک یا دو صفحه از مطلبی را می خوانند و بعد بیرون می پرند و سراغ منبع دیگری می روند.

کلیفورد نس از دانشگاه استنفورد طی سلسله آزمایشاتی نشان داد که حواس وب گردان حرفه ای خیلی آسان تر با محرک های محیطی بی ربط پرت می شود و کنترل بسیار کمتری بر روی محتوای حافظه کارگرشان دارند. او معتقد است وب گردهای حرفه ای، مکندگان اطلاعات بی ربط هستند که اتصالهای درون ذهن خود را در پای اینترنت قربانی می کنند.

download68

نتیجه اخلاقی

یادم هست مدرسه که می رفتیم آخر انشاء نتیجه گیری می نوشتیم. ولی فکر میکنم نتیجه این متن کاملا بدیهی است: اینترنت و تکنولوژی های وابسته به آن برغم همه فوایدش می توند ضرر و زیان زیادی هم به دنبال داشته باشد. چون از این قدرت برخوردار است که عادتهای مغزی جدیدی در ما ایجاد کرده و تمرکز ما را کاهش دهد و به تدریج مغز را به یک حافظه با حجم بالا انباشته از اطلاعات سطحی تبدیل کند.

این نکته، البته برای خیلی از افراد یک واقعیت بدیهی است. منتهی سعی می کنند آن را ندیده بگیرند.

نتیجه رفتاری

طبیعتا اینترنت جزء جدایی ناپذیر زندگی ماست و نمی توانیم آن را حذف کنیم. اما اگر بخواهیم چند راهکار برای مواجهه با این موضوع پیشنهاد بدهیم موارد زیر می توانند حائز اهمیت باشند.

  • مواظب باشیم به اینترنت اعتیاد پیدا نکنیم. اعتیاد اینترنتی بحث مفصل مستقلیه و مطلبی با همین عنوان هم، یکی از نشریات از من در دست چاپ داره. هر موقع چاپ شد این متن را هم در اختیار دوستان قرار خواهم داد.
  • بخشی از وقت روزانه خودمان را به مطالعه کتاب و نشریات چاپی اختصاص بدهیم تا فرهنگ مطالعه اسناد مکتوب را حفظ کرده و مغزمان، این عادت رو فراموش نکند.
  • سعی کنیم در هنگام مطالعه متون اینترنتی، از مطالعه سطحی، پرهیز کنیم و مطالب را عمیق و با دقت مطالعه کنیم. اینترنت، ما را به مطالعه غیر عمیق تشویق می کند. اما به آن وادارمان نمی کند.
  • در برابر وسوسه کلیک کردن بر روی لینکهای مختلفی که موقع مطالعه جلوی چشممان می آیند به شدت مقاومت کنیم. مخصوصا اگر به موضوع اصلی مورد مطالعه، نامربوط باشند.
  • از باز کردن تعداد زیاد صفحات اینترنتی به صورت همزمان و جابجاییهای سریع بین آنها پرهیز کنیم.
  • در هنگام مطالعه، نوتیفیکیشنها را غیر فعال کنیم تا تمرکزمان را به هم نزنند.
  • تعداد صفحاتی را که در شبکه های اجتماعی و پیام رسان دنبال می کنیم محدود کنیم و یا دستکم بر وسوسه مرور سریع آنها دست برداریم.

نتیجه گیری ماکیاولیستی

فقط ما احمق نشده ایم. مصرف کنندگان محتوایی که ما تولید می کنیم نیز احمق شده اند. بنابر محتوای ما باید دارای ویژگیهای زیر باشد.

  • از عکس و تصویر استفاده کرده باشد تا جذابیتهای اولیه را ایجاد کند.
  • طولانی نباشد تا حوصله خواندن آن را داشته باشند.
  • بیش از اندازه فنی و عمیق نباشد تا آن را درک کنند.
  • به مطالب دیگر لینک داشته باشد تا با ساختار مطالعه اینترنتی هماهنگ باشد.

***

نیکلاس، کتاب خود را با یادآوری این جملات از مارشال مک لوهان، نویسنده کتاب درک رسانه ها که در سال ۱۹۶۴ انتشار یافت آغاز کرده است. «رسانه خود پیام است و رسانه های الکتریکی، در حال بنا نهادن استبدادی از جنس ‌متن، بر افکار و حس‌های ما هستند فناوری الکتریکی از دروازه رد شده و ما نمی توانیم برای مقابله با آن به استفاده از از فناوری گوتنبرگ اکتفا کنیم. تأثیرگذاری فناوری تنها در سطح نظرات و مفاهیم اتفاق نمی‌افتد.  بلکه به طور مستمر و بدون مقاومت، الگوهای ادراکی را هم دگرگون می‌کند. واکنش سنتی ما به هر رسانه جدید، از این نظر که تنها شیوه استفاده اهمیت دارد از موضع یک بی اطلاعی فناوری است. در حالی که محتوای یک رسانه فقط یک تکه گوشت آبدار است که دزد جلوی سگ نگهبان می‌اندازد تا حواسش را پرت کند.»

کارزی نیز معتقد است وقتی مردم شروع به بحث درخصوص خوبی یا بدی اثرات یک رسانه می‌کنند در اصل روی محتوا کشمکش می‌کنند، نه فناوری رسانه. اما واقعیت آن است که به مرور زمان، محتوای یک رسانه، از نظر اثرگذاری بر تفکر و رفتار انسان، کمتر از خود رسانه اهمیت خواهد داشت. رسانه هم آنچه را که می‌بینیم و هم شیوه دیدنمان را، شکل می‌دهد و درنهایت، اگر به اندازه کافی از آن استفاده کنیم شخصیت فردی و اجتماعی ما را تغییر می‌دهد.

نویسنده: دکتر محمد مهدی مهتدی، مدیر عامل موسسه آوان اندیشه