محتوا کار

چکیده: متناسب با ماموریت آوان اندیشه و به مناسبت درگذشت آقای هاشمی رفسنجانی، در این مطلب، به شخصیت محتوا کار ی و محتوا نویسی ایشان پراخته شده است.

یک مرور اجمالی

آقای هاشمی رفسنجانی دیروز، از دنیا رفت. چهره سیاسی او که آن هم متاثر از شخصیت پیچیده او بود اجازه نداد که در سالهای گذشته، ابعاد دیگر شخصیتی این مرد، آنچنان مورد توجه قرار گیرد. اما قطعا ایشان اگر سیاستمدار نمی شد با نبوغ بالایی که داشت در هر مسند دیگری که قرار می گرفت نیز به موفقیت دست پیدا می کرد. اما آنچه از نظر نگارنده این متن، مورد توجه است توجه ویژه جناب آقای رفسنجانی به موضوع محتوا ست.

در یک نگاه کلی، می توان آقای هاشمی را نویسنده دانست. اما مرز بین نویسنده و محتواکار در این نیست که هدف نویسنده، فقط نوشتن است و حال آن که محتواکاران، متن یا قالبهای دیگر محتوایی را در خدمت سایر اهداف خود به کار می گیرند و او نیز به عنوان یک سیاستمدار ورزیده همین هدف را داشت.

یک حرفه ای

چه از مشرب سیاسی مخالف او باشیم یا طرفدار او نمی توانیم انکار کنیم که او گاهی با نامه و گاه با سخنرانیهای خود، جریانات سیاسی، رسانه ای و اجتماعی سنگینی در فضای کشور ایجاد کرده است که هنوز آثار برخی از آنها ادامه دارد.

محتوا کار خوب بلد است احساسات را به استخدام محتوا درآورد تا محتوا به خوبی به استخدام اهداف او درآید. وی نیز اینگونه بود.گاهی حتی در هنگام سخنرانی صادقانه می گریست. نامه معروف او در سال ۸۸ به خوبی احساسات درونی او را نشان می دهد.

حافظه قوی او در کنار هوش سرشارش، توانمندی بالایی در برقراری یکپارچگی محتوایی به ذهن پر جولانش می داد و می توانست تصویری سیستماتیک از محتواهای پراکنده استخراج و خلق کند. می گویند در یک سخنرانی در کشور شوروی و در جمع مقامات این شکور، متن سخنرانی او گم شده بود. اما او به عنوان یک محتوا کار توانست با تکیه بر حافظه خود، این سخنرانی را به شکلی مناسب به پایان برساند و تقریبا همان متن گم شده را به طور کامل تکرار کند.

قبل از انقلاب

اولین کتاب خود با عنوان سرگذشت فسلطین را در سال ۱۳۴۲ نوشت که مخصوصا با مقدمه تندی که داشت سر و صدای زیادی درست کرد. آذرماه سال ۱۳۴۳ دکتر محمد مصدق که در تبعید کتاب «سرگذشت فلسطین» به دستش رسیده بود، یادداشتی درباره آن نوشت: «حیفم آمد که این کتاب در گوشه‌ای بماند و مورد استفاده قرار نگیرد.» با نوشته مصدق این کتاب به محافل سیاسی هم راه یافت.

هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۴۶ کتاب دیگری را با نام «امیرکبیر قهرمان مبارزه با استعمار» منتشر کرد. انتخاب این ایده برای نوشتن، کاملا هوشمندانه بود. پهلوی، از قاجار بیزار بود و برای کوباندن قاجار، روی قتل امیرکبیر به شدت در جامعه مانور رسانه ای داده بود. با این اوصاف، مردم تشنه دریافت اطلاعاتی درباره این شخصیت تاریخی بودند و رفسنجانی در این کتاب با تکیه بر عنصر روایت، به عنوان یکی از جذاب ترین، سبک های محتوای متنی، نشان داد که خصیصه اصلی امیرکبیر، مبارزه با استعمار بوده و این موضوع با وضع حکومت خاندان پهلوی سازگار نیست. علاوه بر این بر جنبه مذهبی شخصیت امیرکبیر نیز تاکید کرد تا جامعه مذهبی ایران، این شخیصت را از خود دور و جدا نداند.

در دوران زندان در رژیم پهلوی، تفسیری بر قرآن نوشت و کتاب الغدیر را نیز ترجمه کرد. کتاب تفسیر قرآن او نیز، به نوبه خود ایده خاص و منحصر به فردی داشت که هاشمی نام آن را کلید قرآن گذاشته بود و به دنبال این ایده بود که خواننده بتواند با مراجعه به آن، کلیه آیات مرتبط با یک موضوع را شناسایی کند. (کاری که البته اکنون به مدد کامپیوتر ساده و آسان شده است اما آن زمان حتی در خیال خیلی ها نبود) از او چند کتاب دیگر نیز منتشر شده است.

بعد از انقلاب

زندگینامه خودنوشت کوتاهی از او در دسترس است. اما مهمترین کار محتوا نویسی او را باید خاطرات روزانه وی دانست که علاوه بر چاپ آنها به صورت کتابهای سالشمار، تا به حال محصولات موضوعی مختلفی نیز از آنها استخراج شده است. هاشمی انگیزه‌اش را از نوشتن خاطرات روزانه علاقه به نویسندگی عنوان کرده‌است. بااین‌حال بخشی از خاطرات او به دلیل مسائل امنیتی منتشر نمی‌شود. کتاب خاطرات او، منبع شناخت بسیاری از وقایع تاریخ انقلاب است. در واقع ما لااقل بخشی از انقلاب را آن گونه می شناسیم که هاشمی روایت کرده است.

علاوه خاطرات، متن کامل خطبه‌های نماز جمعه، مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و نطق‌ های پیش از دستورش در مجلس به صورت کتاب‌های جداگانه منتشر شده‌است.

سالهای پایانی

هاشمی رفسنجانی در سال ۷۶ بعد از تحویل پست ریاست جمهوری، تمرکز خود را بر اداره مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار داد که البته پیش از آن هم مسئولیت آن را بر عهده داشت. در نگاه اول، مهمترین وظیفه این تشکیلات، حل اختلاف شورای نگهبان و مجلس می باشد و شاید هر کس دیگری به جای هاشمی، مسئولیت اداره آن را بر عهده می گرفت همین روند را ادامه می داد. اما هنر رفسنجانی در اداره مجمع، تلاش در جهت تولید اسناد راهبردی کشور تحت عنوان سند چشم انداز و سیاست های کلی می باشد که با تایید رهبری، تصویب و ابلاغ نیز شده اند.

تولید این گونه مستندات، علی رغم همه نقدهایی که می توان به محتوای آنها وارد کرد یک روند با ارزش در کشور محسوب می شود که در کشورهای پیشرفته نیز مسبوق به سابقه است. قطعا ایجاد چنین جریانی در مجمع، مرهون روحیه محتوا کار و محتوانویس مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی بوده است.

کاش می شد گزارشی از بهشت برایمان می نوشت. حتما این روزها که محتوا کار قدرتمند ، سرش از کار دنیا خلوت شده است می توانست نوشته ای جذاب بیافریند. روحش شاد!

منبع: گروه تولید محتوا آوان اندیشه