با داستانی واقعی برند خود را تبلیغ کنید !

فرمول محرمانه نوشابه کوکاکولا… فرمول محرمانه سس­های مک دونالدز…. اخراج بیل گیتس از دانشگاه… زندگی استیوجابز… ژیان بهروز فروتن…

داستانهای بالا را بسیار شنیده ایم. بعضی از این داستانها را بارها با آب و تاب برایمان تعریف کرده اند و ما هم با جزئیات زیادی برای دیگران تعریف کرده ایم. کدام یک از این داستانها راست هستند و کدام یک دروغ؟ سوال مهمی است؟ فکر نمیکنم جواب این سوال خیلی مهم باشد. مهم این است که من و شما این داستانها را برای هم تعریف کرده ایم و با هر بار شنیدن این داستانها خواه ناخواه، آن برند در ذهن ما ماندگارتر شده است. چه چیزی از این بهتر؟ ما حس هیجان طلبی و قهرمان دوستیمان را ارضاء کرده ایم و شرکتهای صاحب برند هم بیشتر فروخته اند. یک بازی برد برد!! (برد برد از این جنس که ما ده تا گل خورده ایم و یه گل زده ایم)

نکته همینجاست. هر کسب ‌وکار داستانی برای گفتن دارد. اگر بتوانیم داستان متفاوتی برای خود تعریف کنیم در بازار برنده خواهیم شد. مردم دیگر فقط برای خرید محصول پول نمیدهند. آنها دوست دارند خرید یک محصول آنها را به هیجان بیاورد و بتوانند این هیجان را به دیگران نیز نشان دهند. آنها فقط دنبال اطلاعات فنی نیستند. حتی شعار هم آنها را راضی نمیکند. یک داستان می تواند این حس را در آنها ایجاد کند. به آنها اجازه بدهید با شنیدن داستانها و خاطرات شما خود را در یک تجربه رویایی شریک کنند. حتی کودکانشان را هم در این تجربه شریک کنید و برای این موضوع هزینه کنید. مشتریان قدرشناس ­تر از آن هستند که این لطف شما را بی پاسخ بگذارنند. مطمئن باشید حداقل قدردانی آنها، خرید بیشتر از شماست. ضمن آن که این داستان را حداقل برای ده نفر از اطرافیان خود نقل خواهند کرد. اطرافیانی که بعد از شنیدن این داستان، حتی اگر خود مشتری شما نباشند با تکرار این داستان بازاریابهای خوبی برای شما خواهند بود.

فقط کافی است داستانی داشته باشید و آن را متفاوت تعریف کنید.

کلید واژه: برند ، تبلیغ ، داستان کسب و کار ، بازاریابی

 

نویسنده:دکتر محمد مهدی مهتدی