افسانه ماهی پرنده

همه می دونند که ماهی پرنده یک افسانه است. خود تو تا حالا ماهی پرنده دیدی؟ یک افسانه معروفه که در عمان ماهیهای پرنده وجود دارد و مردم مثل پرنده های خانگی توی خونه شون اونها رو دارند. بعضیها میگند این ماهیها شبها توی آب میخوابند و روزها توی خونه پرواز میکنند. بعضیها میگند توی خونه بعضی پولدارهای عمان، ماهی پرنده سخنگو هم دیدند.

نظر من؟ راستش… چی بگم؟ پدربزرگ صاحب آژانس ما که معتقد بود ماهی پرنده وجود داره. این رو یک روز یک درویش توی کرمان به اون گفته بود. قضیه فکر کنم مال شصت هفتاد سال پیش باشه. درویش به حاجی گفته بود اگه میخای زندگی خودت و فرزندانت ترقی کنه برو عمان ماهی پرنده پیدا کن. حاج یحیی که البته اون موقع هنوز حاجی نبود این حرف رو جدی گرفت و پا شد رفت عمان دنبال شکار ماهی پرنده.

اون موقع البته امکانات مثل الان نبود و کسی عمان رو نمیشناخت. نهایتش مردم میدونستند جنوب کشور دریایی هست به اسم دریای عمان. اما خداییش عمان کشور عجیبیه من خودم چند بار با تورهایی که برگزار میکنیم رفتم. هیچ جا به نظرم مثل عمان نیست. زیبایی طبیعتش خیره کننده ست. تو نرفتی؟ به نظرم در اولین فرصت برو. اگه عمان بری دیگه آنتالیا و اینجور جاها به نظرت هیچ جذابیتی ندارند. اصلا میخای آخر هفته دیگه با هم بریم یا اگه برنامه ت جور نمیشه صبر کنیم نوروز؟ نوروز هوای اونجا عالیه!

برگردیم سر قصه خودمون. حاج یحیی هم کمی پول از آشناها قرض کرد و خونه و زندگی رو رها کرد به امان خدا و رفت عمان. راستیتش البت اون موقع حاجی یه جوون بیست و دو سه ساله بود و هنوز ازدواج نکرده بود. به هر حال با یک سختی عجیبی خودش رو میرسونه عمان. الان راحت میشه رفت اونجا. ما توی آژانسمون هم بلیط سفر هوایی یک طرفه و دو طرفه اش رو میفروشیم هم خودمون تور عمان برگزار می کنیم. اما زمان حاج یحیی که از این امکانات نبوده. مسیر رو هم که بلد نبوند. بنده خدا با شتر پا میشه میره تا بندر. از اونجا لنج سوار میشه به مقصد اون طرف آب. حاجی فکر میکرده اون طرف آب یعنی همون عمان. ولی وقتی میرسه میفهمه که بحرین پیاده ش کردند. میدونی که اون موقع بحرین جزء ایران بود. دوباره حاجی از اونجا سوار یک لنج دیگه میشه میره عمان. دست بر قضا سفر حاجی توی تابستون بوده و توی لنج هم خیلی سختی میکشه تا به عمان برسه. چند روزی بیمار بوده جوری که همسفرهاش ازش قطع امید کردند. البته وقتی به عمان می رسند حالش ظرف چند روز خوب میشه. میدونی که طبیعت عمان با تصوری که مردم ما از اون دارند خیلی متفاوته. باورت میشه کنار دریا درخت نارگیل دراومده باشه؟ رودخانه هایی که از زیر درختهای جنگل رد میشند، دره، کوهستان و خیلی صحنه های بکر دیگه… گفتی نرفتی نه؟ میخای مهمون من همین امشب پاشو برو.

خلاصه حاجی خودش رو میرسونه عمان. اونجا از هر کسی میپرسه ماهی پرنده رو کجا میشه پیدا کرد جواب سربالایی بش میدند. چرا؟ خوب معلومه. چون ماهی پرنده یک افسانه ست. هرچند بعضیها میگند حاج یحیی آخرش ماهی پرنده رو پیدا کرد. من نمیدونم پیدا کرد یا نه. ولی میدونم وعده ای که درویش به اون داده بود عملی شد. ماهی پرنده شاهین بختی بود که روی دوش حاج یحیی نشست. یحیی وقتی میخاست برگرده ایران، چند تا دونه مروارید با خودش اورده بود. میگند اون موقعی که توی سواحل عمان دنبال ماهی پرنده میگشته اینها رو پیدا کرد. از فروش اون مرواریدها زنگی حاج یحیی از این رو به اون رو شد. واقعیتش اینطور که میگند انگار از پول فروش همین مرواریدها بوده که یحیی رفته مکه و شده حاج یحیی. حاجی از اون سفر داستان های خیلی عجیب و غریبی تعریف میکرده. البته من بهش حق میدم. خداییش عمان سرزمین عجایبه. همون موقع هم چند تا از خان ها و پولدارهای کرمان که این  تعریف­ها رو از حاج یحیی می  شنوند ازش میخواند اونها رو هم برای دیدن عمان (و شاید شکار ماهی پرنده) یک سفر ببره عمان. فکر کنم این این اولین توری بوده که آژانس افسانه ماهی پرنده، برگزار کرده.

تا چند سال حاج یحیی کارش این بوده که جنس از ایران میبرده عمان و از عمان هم بار میورده برای ایران. مسافر هم مثل همون دفعه هر دفعه دو سه نفری همراهش میشدند. ولی از وقتی پسر حاج یحیی، کار پدر رو دست گرفت دیگه فقط مسافر میبرند و میارند.

اینها رو البته من از خود مدیرمون نشنیدم. بچه های قدیمی میگند. یکیشون که میگفت بیست سی سال پیش یک جفت ماهی پرنده هم اورده بودند دفتر ولی آب و هوای تهران به اونها نساخت و برشون گردودند همون عمان. راست و دروغش رو نمیدونم پیرمردی که این رو تعریف میکنه برامون میگه ماهی های پرنده آبی بودند با خالهای زرد و قرمز. ماهی پرنده نر نزدیک بیست و پنج سانتی متر و ماده هم چند سانتی کوچیکتر بود. تقریبا به اندازه کبوتر! روزهای توی دفتر آژانس پرواز میکردند و هر نیم ساعت یک بار برمیگشتند توی آکواریوم. شبها هم توی آکواریوم می خوابیدند.

میگم که من ندیدم این داستان رو. البته حاج یحیی هم هیچ وقت ماهی پرنده به ایران نیورد. اما فکر کنم تا الان سی چهل هزار نفری برده باشند عمان برای پیدا کردن ماهی پرنده! شوخی میکنم برای گردش در عمان. الان عکسهای طبیهت عمان توی اینترنت زیاده. ولی اگه یک بار فرصت داشتی بیا دفتر آژانس. اونجا عکسهای خیلی قدیمی و بکری از عمان هست که خود حاج یحیی و پسرش چهل پنجاه سال پیش از اونجا گرفتند. اون قدیمیهاشون که سیاه و سفیدند. هر چی به مدیر آژانس میگیم اینها رو منتشر کنه قبول نمیکنه. چی؟ عکس ماهی پرنده؟ بابا حاج یحیی بی خیال ماهی پرنده شد تو بی خیال نمیشی؟ راستی گفتی کی بفرستمت عمان؟

منبع: گروه تولید محتوا آوان اندیشه