http://avanandishe.ir/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%D8%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA/

آرشیو "پند و داستان کوتاه"

"ارنست رادرفورد" دانشمند مشهور نیوزلندی،شب هنگام وارد آزمایشگاه خود در دانشگاه منچستر شد و دید که یکی از دانشجویان هنوز پشت دستگاه نشسته و کار می کند! رادرفورد با تعجب از او پرسید:این وقت شب اینجا چه کار می...

ادامه مطلب ...
داستان کشتن بز

داستان کشتن بز

بزت را بکش این یک داستان است؛ یک مبالغه. اما همه داستانها مبالغه آمیز هستند تا جنبه هایی از حقیقت را به ما بنمایند. این داستان نیز جنبه هایی از حقیقت را می نماید. فقط همین... مرید و مرشدی پیوسته با یکدیگر سفر می کردند. در...

ادامه مطلب ...
برنده و بازنده

برنده و بازنده

برنده و بازنده برنده هر امتیازی را كه بتواند بدهد ، می دهد جز این كه اصول بنیادی خود را فدا كند بازنده به خاطر هراس از دادن امتیاز به لجاجت خود ادامه می دهد ، و این در حالی است كه اصول بنیادی اش رفته رفته از بین می...

ادامه مطلب ...
قطار زندگی در حرکت است . . .

قطار زندگی در حرکت است . . .

قطار زندگی در حرکت است . . . قطار به ایستگاه می رسد . مسافران فقط چند دقیقه مهلت دارند تا به کارهایشان برسند . غذا ، نظافت ، نماز و...  و سپس دوباره به کوپه های خود باز می گردند . برخی نیز از این فرصت کوتاه استفاده نمی کنند و یا...

ادامه مطلب ...
آینده نگری داستان کوتاه شماره سه

آینده نگری

آینده نگری در یک روز بهاری سرد و مرطوب حلزونی از درخت گیلاسی بالا می رفت.  پرندگانی که روی درخت مجاور نشسته بودند او را به استهزا گرفتند. یکی از آنها با صدای بلند گفت : آهای هالوی زبان بسته کجا داری میروی؟ دیگری جیغ زد ،...

ادامه مطلب ...
چگونه به شکست نگاه می کنید؟ داستان کوتاه شماره یک

چگونه به شکست نگاه می کنید؟

چگونه به شکست نگاه می کنید؟ یك روز صبح به همراه یكی از دوستان آرژانتینی ام در بیابان «موجاوه» قدم می زدیم كه چیزی را دیدیم كه در افق می درخشید. هرچند مقصود ما رفتن به یك «دره» بود، برای دیدن آن چه آن درخشش را از خود باز می...

ادامه مطلب ...
هر انچه را که ذهن بتواند باور کند میتواند بدست آورد. داستان کوتاه شماره دو

هر انچه را که ذهن بتواند باور کند میتواند بدست آورد.

هر انچه را که ذهن بتواند باور کند میتواند بدست آورد. در خلال یک نبرد بزرگ، فرمانده قصد حمله به نیروی عظیمی از دشمن را داشت. فرمانده به پیروزی نیروهایش اطمینان داشت ولی سربازان دو دل بودند. فرمانده سربازان را جمع کرد، سکه...

ادامه مطلب ...